يه درخت صادق
تنها نيستم
تازگيها با درختی دوست شده ام:
دروغ نميکَند
برگ و ميوه اش هميشه روست
اتاق خالی هاش را حتی به کلاغ هم ميدهد
و سايه اش را به هر سربدار خسته
خاموش نيستم
ترانه های ناخوانده را با درخت مشق ميکنم
آرزوهای ناسروده را
بيکار نيستم
سروده هايم را طوری با درخت
زمزمه ميکنم
که کلاغ نشنود
و راز آواز دور،سربسته بماند

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم فروردین 1385ساعت 0:41  توسط بیتا
|
