بعضی وقتا از قسمت و تصمیمات خدا خیلی عصبانی میشم
مهم اينست
نه گناهكاريم نه بي تقصيريم
من و تو بازيچه تقديريم
هر دو در بيراهه بيرحم عشق
با دل و احساس خود درگيريم
سكوت و ...
سكوت مي كنم و عشق ، در دلم جاري است
کكه اين شگفت ترين نوع خويشتن داري است
تمام روز ، اگر بي تفاوتم ؛ اما
شبم قرين شكنجه ، دچار بيداري است
رها کكن آنچه شنيدي و ديده اي ، هر چيز
به جز من و تو و عشق من و تو ، تكراري است
مرا ببخش ! بدي کرده ام به تو، گاهي
کمال عشق ، جنون است وديگرآزاري است
مرا ببخش اگر لحظه هايم آبي نيست
ببخش اگر نفسم ، سرد و زرد و زنگاري است
بهشت من ! به نسيم تبسمي درياب
جهان جهنم ما را ، کكه غرق بيزاري است

